تولد یاسین جون
به نام خدا
پسر گلم ميخواهم از چند روز قبل از تولد برات بگم . چند روز قل از به دنیا اومدن شما من و باباعلی و آبجی کوثر خونه را برای ورود شما آماده کردیم مخصوصاً آبجی که با ذوق زیاد وسایلتو آماده کرد و برای ورودت روزشماری میکرد و دائم از من میپرسید که نی نی مون کی به دنیا میاد البته قربون دل کوچیکش برم که همش میگفت هر چی خدا بخواهد ولی به دلش بود که نی نی مون داداشه.
دكترت گفته بود كه احتمالاً تو اواخر مردادماه كوچولوي نازمون به دنيا مياد اما پسر گلمون روز 18مردادماه پا به دنياي ما گذاشت و زندگي من و بابا علي و آبجی کوثر قشنگتر شد.

تولد پرنده كوچولوي بهشت مامان و بابا
دومین ميوه باغ زندگي من و بابا علي روز شنبه 18/05/1393ساعت30/13 دقيقه به دنيا اومد پسرگلمون با اومدنش يه دنيا شادي برامون آورد مخصوصاً برای کوثرجون که دیگه از تنهایی در اومد .
آبجی جون وقتی من و شما بیمارستان بودیم به بابا گفت که بریم واسه داداشی کادو بخریم .
این هم کادوی کوثرجون برای داداشی

کوثرجونم دست گلت درد نکنه که انقدر تو خانومی و به فکر داداشی هستی . هدیه ات هم خیلی قشنگه عزیزم 
یاسین حونم بدون که آبجی خیلی خیلی دوست داره و من و باباعلی عاشقتونیم .

تولد یاسین جون 
